می دونید که اصولا آقایون ذوق ندارند، حالا بعضی از این پسرای فامیل ما دیگه شاهکارن برای خودشون، تو یکی از مهمونی های ششتاد نفره که مثل همیشه من مسئول تزئین غذا بودم (عرضه غذا پختن که ندارم!!) همه چیز هم خوب و قشنگ بود، یکی از این پسرا میگه:"عوض اینکه بشینید سالاد رو این شکلی کنید، گوجه ها رو پوست می کندید!!!!"

سالاد

به نظر شما حقش نیست تو مهمونی بعدی ضایعات تزئینات رو جای غذا بهش بدیم بخوره؟

*****

حتما می دونید که برای خیلی از دخترا قیافه و هیکلشون تنها موضوعات مهم زندگی هستند!! یکی از عروسهای فامیل نمونه بارز این آدم هاست! از اونجا که من با عروس نوه ی دختر عمه غزی همسایه مون هم دوستم!!! با ایشون هم دوستم، حالا سر یه قضیه ای، ایشون که تا حالا فکر می کرد عروسک باربی رو از هیکل اون قالب زدن!!! متوجه شده هیکل من و اون یکیه، یه چیزی میگم، یه چیزی میشنوین کاملا افسرده شده بود میگفت باورم نمیشه، هیکل من و تو یکیه!! (حالا انگار من هیکل بوفالو دارم!!) هر چند دقیقه یه بار میگفت: باورم نمیشه!! آخر سر به شوهرش گفتم تو رو خدا این چند روزه مواظبش باش، کاری دست خودش نده!!!

همیشه به این آدما میگم: اینقدر که به ظاهرتون میرسید، اگه به دلتون رسیده بودید الان قلبتون طور سینا بود، حالا کو گوش شنوا....

هبوط خاله زنک

*****

بعدانوشت:

فاصله شادی تا غم این همه آدم به اندازه، چند تا گله، نمی دونم خدا رو چه طور برای این شادی غیرمنتظره اش شکر کنم

کاپ قهرمانی استقلال

البته یادم هست اون سالی رو که فقط یه مساوی از ملوان می خواستیم، و نگرفتیم و جام رو دو دستی تقدیم پرسپولیس کردیم، لااقل گریه های بعد اون بازی رو یادم نمیره!

خدایا شکرت

هبوط قهرمانی بدست آورده!!