پنکیک یا کیک مسئله این است
به نظرتون یه هبوط تنبل پنکیک رو چطور درست میکنه؟
مواد رو اندازه میزنه، حوصله یافتن پیمانه نداره همین لیوان های چای خوبه دیگه، این سوسول بازی ها چیه!!! تخم مرغ و شیر رو میریزه تو میکسر، کره رو باید آب کنه، نه حالشو نداره!!! به این نتییجه میرسه:بالاخره موقع سرخ کردن کره ها آب میشه دیگه!!! بله کره رو همینطور میندازه تو میکسر بعد هم بقیه مواد، دکمه رو میزنه تا خوب میکس بشه!! یه 15 دقیقه دیگه میاد خوب بسشه دیگه!!! باید سرخش کنیم، فکر میکنید اون چیزای تو تابه شباهتی به پنکیک داشت، درست گفتید هیچ شباهتی نداشت!!!
فکر کردید از رو رفتم، معلومه که نه، قالب کیک رو چرب کردم، مواد رو ریختم توش بعد گذاشتم تو فر، پنکیک تبدیل شد به کیک!!! خیلی عالی شد فقط زیادی لطیف شد، البته یه کم بیشتر از زیادی!!!
سرآشپز هبوط!!
*****
امروز تو دانشگاه دکتر آیت میپرسه چیکار میکنی، سرکار میری؟
من : بله استاد کارمند خانه داری شدم!! (استاد خنده فرمودند)
بعد با چنان لحنی پرسید "ازدواج که نکردی؟" من خودم جمله "خاک بر سرت اگه ازدواج کرده باشی" رو توش مستتر یافتم، یعنی یه جوری گفت که اگه ازدواج هم کرده بودم میرفتم طلاق می گرفتم!!!
دکتر از اون آدمهایی که واقعا براش احترام قائلم، لااقل به خاطر اون جمله اش که : "مهمترین چیز تو زندگی خدا و خانواده است"، چرا نمیشه بهش بگم اینقدر میدوستمش؟
راستی اورانوس هم امروز دفاع داشت!
*****
پنج شنبه رفتم عروسی الهام، هیچ چیز گفتنی نداشت، مثل همه عروسی ها، فقط الهام قشنگم مثل همیشه اش ناز و خواستنی بود، خدا این چشم و دل پاک رو از من نگیره!! منم که عند (اِنده؟) بچه مثبتی تو مجلس سرجام نشستم و فقط حرف زدم، برخلاف همه عروسی های دیگه هیچ کس رو هم مسخره نکردم، فکر کردید متحول شدم؟ خیر این حدیث قدسی نمیذاره نفس خبیثم کارش رو بکنه!! هی آدم رو به راه راست هدایت میکنه، البته زمان کوتاه و میز پر از خوراکی رو هم نباید از نظر دور داشت!!