روی آنتن دریا
من تو کار خدا موندم، حالا قبول قضا بلا بود اما چرا من؟ چرا گوشی بدبخت بینوای من که دوربینش سایبرشات بود؟ چرا گوشی بی زبون من که اون همه کتاب روش ریخته بودم؟ تازه وقتی که اون قدر عکس از جاده چالوس گرفتم؟ شبا که میخوام بخوابم بغضم میگیره، آخر شب واسه اذان میذاشتم، دیروز هم نمازم قضا شد، منم به خدا گفتم خودت یه گوشی بنداز برام تا نماز صبحم قضا نشه، خلاصه شانس قشنگه کار خودش رو کرد!! الانم حس آدمی رو دارم که تنهاست ، این همراه اول راست میگفت من مسخره اش می کردم ها!!
گوشیم همون روز اول افتاد تو دریا، تا سرمو برگردوندم که برش دارم موج با خودش بردش، گشتن هم بی فایده، کلا دریا آروم نبود خواستم یه عکس قوزمیتو به اسم هنری به خوردتون بدم که پرشین گیگ برام باز نشد شاید وقتی دیگر!!
ولی خوب خوش گذشت
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۱۹ ساعت 17:43 توسط memol
|